یه وقتاییی...
یه حرفایی...،
چنان آتیشت میزنه... ،
َََُ
که دوست داری فریاد بزنی ...
ولی نمیتونی !
دوست داری اشک بریزی،
ولی نمیتونی !
حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه!
تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه این ینی
درد بی درمون
......
نظرات شما عزیزان:
جمعه 9 اسفند 1392برچسب:, |